رنگ مرگ

سه شنبه، ۱۸ تير ۱۳۹۸ ساعت ۲۳:۱۱ ۱۰۱۳
"رُما" فيلمی سياه و سفيد به كارگردانی "آلفونسو كوارون" است كه به فاصله ٥ سال پس از آخرين اثر او، "جاذبه" ساخته شده است. اين فيلم توسط شبكه اينترنتی نت فليكس پخش شد و صرفاً به دليل شركت در اسكار ٢٠١٩، اقدام به اكران محدود در سينماهای مكزيك كرد. رُما توانست همزمان اسكار كارگردانی و فيلمبرداری را برای كوارون به ارمغان بياورد كه پيش از اين بی‌سابقه بوده است.
شايان ذكر است كه اين فيلم پيش‌تر برنده جايزه شير طلایی جشنواره ونيز هم شده بود. بازيگران مكزيكی فيلم "ياليتزا آپاريچيو" در نقش كلئو، "مارينا د تاويرا" در نقش سوفيا، "جورجی آنتونيو" در نقش فرمين، "نانسی گارسيا" در نقش آدلا هستند.
خلاصه فيلم در اوايل دهه هفتاد و در منطقه‌ی روما مكزيكوسيتی، "كلئو" خدمتكار خانواده‌ای ثروتمند، دلباخته "فرمين"، پسر عموی نامزد آدلا، می‌شود. پس از اينكه كلئو خبر بارداری‌اش را به فرمين می‌دهد، او به بهانه‌ای سالن سينما را ترك می‌كند و برای هميشه گم و گور می‌شود. كلئو با كلی اضطراب و علی رغم ترس از اخراج شدن، قضيه را برای سوفيا بازگو می‌كند. سوفيا او را دلگرم می‌كند و برای گرفتن آزمايشات به بيمارستان می‌برد. كلئو بارها با فرمين تماس می‌گيرد اما فايده‌ای ندارد. او سرانجام نشانی فرمين را به دست می‌آورد و سر وقت او می‌رود اما با توهين و تهديد روبرو می‌شود. در حين خريد وسايل اتاق كودك، دانشجويان معترض به فروشگاه می‌ريزند و فرمين در حالی كه اسلحه به دست دارد، روبروی كلئو قرار می‌گيرد.
کلئو از شدت ترس به بيمارستان و اتاق زايمان منتقل می‌شود و با چشمان اندوهبار به تولد فرزند مرده‌اش می‌نگرد. خيلی نمی‌شود به خلاصه فوق بسنده كرد و بايد گفت كه كوارون صرفاً اين پيرنگ را برای علاقمندان به سينمای داستان‌گو در فيلمنامه گنجانده است. می‌توان ادعا كرد كه روما به همان اندازه كه داستانِ كلئوست، داستان كارفرمای او سوفيا هم هست كه رابطه‌ی خوبی با همسرش آنتونيو ندارد و متوجه می‌شود كه او به اتاوا نرفته و می‌خواهد آنها را ترك كند.
به نحوی فيلم داستان زن‌هایی است كه بايد به تنهايی بار زندگی را به دوش بكشند و همچنين داستان مردانی است كه مسئوليت‌هايشان را فراموش كرده‌اند. شخصيت‌های لب دوخته‌ی روما، سكوت پيشه كرده‌اند و اطلاعاتی از خود بروز نمی‌دهند. فيلم به واقع برشی از زندگی افرادی است كه در يك خانه زندگی می‌كنند. فيلمساز نه به علت كنش آنها می‌پردازد و نه فرجامی روشن و شفاف پيش چشم مخاطب قرار می‌دهد. با اين تفاسير می‌توان فيلم را در زمره آثار ضد قصه برشمرد.
رُما مملو از قاب بندی‌های زيبا و چشم نواز است. تقطيع و تدوينِ فيلم به شدت خلاقانه و خيره كننده است. فيلمساز به هيچ وجه از دكوپاژهای متعارف و رايج استفاده نمی‌كند. صحنه ورود آنتونيو با اتومبيل گلگسی‌اش شاهد همين مدعاست.
کوارون در صحنه آتش سوزی به جای نمايش خاموش كردن آتش، آنها را به پس‌زمينه رانده و مديوم‌شاِت مردی ترانه خوان را تصوير می‌كند. او با طراحی دکوپاژ و میزانسن‌های آرام و صبور، چشم مخاطب را به تماشای زيبایی دعوت می‌كند. صحنه‌ی خاموش كردن چراغ‌های خانه توسط كلئو و همچنين صحنه رفتن به سمت دريا برای نجات بچه‌ها از نمونه‌های اين نوع طراحی حركت است.
می‌توان گفت كه بن مايه‌ی اصلی فيلم كوارون، مرگ است. او با استفاده از خرده روايت‌ها و تك مضراب‌ها، بارها بر اين بن مايه تاكيد می‌كند. قتل كودك بازيگوش توسط نظاميان، اذعان كلئو به اينكه "مرده بودن را دوست دارد"، درگيری پسر‌ها به قصد كشتن همديگر در حين بازی، تولد فرزند مرده كلئو، غرق شدن بچه‌ها در دريا، كشته شدن مردی در فروشگاه و درخواست كمك معشوقه‌ای كه جنازه دوستش را بر دامن دارد، همه و همه بوی مرگ را به مشام متبادر می‌كند.
مفهوم مرگ در سراسر فیلم بازتاب یافته و حتی رفتن آنتونيو از خانه كه منجر به پاشيدن خانواده می‌شود، بيانگر مرگِ طبقه‌ی متوسط، در اثنای حوادث اجتماعیِ دهه هفتاد مكزيك است. مفهومی که سیاه سفید بودنِ فیلم اثرگذاری آن را دوچندان کرده است.

تریلر "رُما"
مطالب مرتبط
DEFAULT اشتراک گذاری ۰ ۴ افزودن
۰ دیدگاه