چشمان درشت یک فرشته

جمعه، ۱۸ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۹:۵۲ ۷۸۷
"آلیتا:فرشته جنگ" آخرین ساخته رابرت رودریگز محصول سال ۲۰۱۹ در ژانر علمی-تخیلی، سایبرپانک است که دو نویسنده‌ی حرفه‌ای یعنی جیمز کامرون و لایتا کالوگیریدیس فیلمنامه‌ی آن را بر اساس مانگای آلیتا فرشته جنگ اثر یوکیتو کیشیرو به رشته تحریر درآورده‌اند، همچنین کامرون علاوه بر نویسندگی نیز تهیه‌کنندگی این اثر را بر عهده دارد.
(مانگا:کمیک استریپ‌های ژاپنی را می‌گویند)
پیش از اکران هم انتظار آن می‌رفت که ردپای جیمز کامرون در این اثر دیده شود و این اتفاق نیز افتاده است. کامرون با آشنایی کامل از دنیاهای پسارستاخیزی و فرمول‌های موفقیت در گیشه، و کالوگیریدیس با آشنایی بر فضاهای تخیلی و بوجود آوردن تعلیق، فیلمنامه‌ای را در اختیار رودریگزی قرار داده‌اند که پیشتر با ساخت مجموعه‌های موفق "شهر گناه" توانایی خود را از خلق دنیاهای کمیک‌استریپ به رخ علاقه‌مندان به این سبک کشیده و نشان داده بود که درک بالایی در صحنه‌های اکشن دارد. اما شاید کارنامه‌ی این سه نفر و وجود آن‌ها در کنار یکدیگر انتظاری بالاتر از فیلم آلیتا را در مخاطب بوجود بیاورد.
هرچند باید اعتراف کرد که فیلم هدف خود، یعنی سرگرمی را به خوبی برای بیننده به ارمغان می‌آورد و رودریگز باز هم در خلق تصاویر در کارش کم نمی‌گذارد و صحنه‌های اکشن فیلم بسیار خلاقانه و چشم‌نواز از آب در آمده‌اند.
همچنین طراحی شخصیت آلیتا توسط کمپانی "وتا" فکر شده و دقیق است، دختری با چشمان بزرگ که دلیل آن ادای دین به چشم‌های درشت شخصیت‌های انیمه ژاپنی است و باعث بوجود آمدن یک موجود عجیب و غریب نشده و مخاطب می‌تواند با آن ارتباط برقرار کند، اگرچه که شاید یادآور شخصیت‌های فیلم "بازیکن شماره یک آماده" شود ولی با گذشت زمان در فیلم جای خودش را در دل تماشاگران باز می‌کند.
پیشتر از آلیتا، تجربه ثابت کرده بود که ساخت لایو اکشن از آثار مانگا و انیمه‌ها دلیل بر موفقیت یک پروژه نخواهد بود، مانند فیلم‌های "شبح درون پوسته" و حتی "کیمیاگر تمام فلزی" که تقریبا از آثار ناموفق به حساب می‌آیند، ولی آلیتا با نشان دادن جذابیت‌های بصری از مفاهیم پیچیده در معنای انسانیت غافل نشده و شاید توجه به همین نکته باعث موفقیت بیشتر این فیلم نسبت به آثار مشابهش شده باشد.
اما باید به این موضوع اشاره کرد که با نزدیک شدن فیلم به سکانس‌های پایانی و شکل‌گیری مقوله‌ای به نام عشق بر خلاف جذابیتش به خط داستانی فیلم ضربه وارد می‌کند و فیلم دغدغه اصلی خود را تا حدودی در سایه می‌گذارد و به سمتی تغییر مسیر می‌دهد که هدف اصلی خود را گم می‌کند، همچنین هر دو نویسنده‌ی اثر در ترسیم عشق زیاد موفق عمل نکرده‌اند. در پایان‌بندی فیلم هم مخاطب اتفاق ویژه‌ای را نمی‌بیند که شاید دلیل آن ساخت ادامه‌ی این فیلم در آینده باشد و در اینصورت باید گفت فیلم بعدی وظیفه‌ی سحتی را بر عهده دارد زیرا "آلیتا:فرشته جنگ" را باید یک پیش درآمد دانست.
داستان فیلم سال ۲۵۶۳ را نشان می‌دهد، زمانی که سیاره زمین در جنگی که با مریخ داشته ویران شده است. دکتر دایسون ایدو (با بازی کریستوف والتس) در گورستان ماشین‌ها به یک سایبورگ (تلفیق انسان و ماشین) بر می‌خورد که دارای مغز انسانی است و ایدو بدن جدیدی را به او پیوند می‌زند و به یاد دختر از دست رفته‌اش نام او را "آلیتا" گذاشته و از او نگهداری می‌کند.
آلیتا (با بازی رزا سلزار) بعد از بیدار شدن متوجه می‌شود که هیچ خاطره‌ای از گذشته ندارد و پس از چند روز با پسری به نام هوگو (کین جانسون) آشنا می‌شود و اتفاقی در یک روز با دکتر چیرن (با بازی جنیفر کانلی) که همسر سابق دکتر ایدو است ملاقات می‌کند. در این بین هوگو مسابقات موتوربال که یک مسابقه بین گلادیاتورهای سایبورگ است را به آلیتا معرفی می‌کند که برگزار کننده‌ی این مسابقات (با بازی ماهرشالا علی) جایزه‌ی ویژه‌ی رفتن به شهر آسمانی "زالم" را برای آن تعیین کرده است.
آلیتا : فرشته جنگ را باید فیلم موفقی در ژانر خودش دانست، موفقیتی که اگر فیلمنامه‌ای دقیق‌تر و توجه بیشتر به مانگای اصلی داشت و بر اساس آن شالوده‌ی خود را میچید میتوا‌نست به یک شاهکار در سبک سایبرپانک تبدیل شود، ولی در مجموع فیلم می‌تواند انتظار طرفداران ژانر علمی‌-تخیلی را برآورده کند و دیدنش خالی از لطف نخواهد بود.

تریلر فیلم "آلیتا: فرشته جنگ"
مطالب مرتبط
DEFAULT اشتراک گذاری ۱ ۶ افزودن
۰ دیدگاه