این جاده، آشناست!

پنج شنبه، ۲۴ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۲۰:۴۵ ۹۱۷
"قصر شیرین"، فیلمی به کارگردانی و تهیه کنندگی رضا میرکریمی و نویسندگی محسن قرایی و محمد داودی است. آخرین ساخته ی میرکریمی در بخش سودای سیمرغ جشنواره فجر ۹۷ حضور داشت و توانست سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه را برای نویسندگان خود به ارمغان بیاورد. بازیگران فیلم حامد بهداد در نقش جلال، ژیلا شاهی در نقش نجمه، آزاده نوبهاری در نقش نسرین، نیوشا علیپور در نقش سارا و یونا تدین در نقش علی هستند.
قصر شیرین فیلمی است جاده ای که قصد دارد عمیق بنماید اما ناكام می‌ماند. میرکریمی بعد از سالها دوباره به سراغ داستانی رفته که در دل جاده‌ها می‌گذرد. خیلی دور، خیلی نزدیک او که عنوان بهترین فیلم جشنواره فجر آن سال را از آن خود کرد، علاوه بر شباهت‌های فرمالیستی، از منظر محتوا نیز شباهت زیادی به این اثر دارد. هر دو فیلم به فروپاشی خانواده، شکاف بین نسلی و پدرانی را می‌پردازد که دیگر فرزندانشان را دوست ندارند. پدرانی که مسئولیت‌های خود را فراموش کرده‌اند و دیگر نمی‌خواهند پدر باشند. جلال در طول این مسیر قرار است به درک تازه‌ای از روابط خود و فرزندانش برسد. او در پایان متوجه می‌شود که بند‌هایی نامرئی، او و خانواده‌اش را به هم متصل کرده است. بندهایی که با مرگ هم نمی‌گسلد. چنان که مرگ شیرین، همسر جلال، هم باعث اختتام این رابطه نمی‌شود و به طور ناخودآگاه عشق و غرور و تعصب در جلال غلیان می‌کند.
فیلمنامه‌ی این فیلم که جایزه بهترین فیلمنامه سال را از آن خود کرده، دو ویژگی اصلی دارد. داستان مینیمال و خلاقانه‌ای دارد که از دل شخصیت‌هایش بیرون آمده است. این داستان ساده و کوتاه علی رغم عدم برخورداری از رویدادهای مختلف، به خوبی در طول فیلم گسترش يافته است. نحوه بروز قطره چکانی اطلاعات فیلم، حکایت از مهارت و تکنیک نویسندگان جوان آن دارد. احتمالا اگر این فیلمنامه توسط نویسندگان کار نابلدی نگاشته می‌شد، فیلمی کوتاه نتیجه‌ی آن بود. به تعبیری فیلم قصر شیرین به سان قصه‌ای می‌ماند که خوب بازگو شده و از پس داستان ساده‌ی خود قصد دارد به سطحی عمیق تر برود و زخم‌های پنهان شخصیت‌ها را التیام ببخشد و روابط شکسته آنها را بند بزند.
نکته دوم، عنصر شخصیت غایب است که این روزها طرفداران بیشماری پیدا کرده و احتمالا این تب تا جایی پیش خواهد رفت که به مرور سینمای ایران در آن بسوزد. فیلم سرخپوست و نیمه ابتدایی متری شیش و نیم از نمونه‌هایی هستند که از این عنصر در پیشبرد درام خود بهره جسته‌اند. هر چند که شخصیت غایب در سینمای ایران پدیده‌ای نوظهور و پیشرو محسوب می‌شود، باید اذعان کرد که در تاریخ ادبیات نمایشی ید طولایی دارد و مسبوق به سابقه است. نمونه شاخص و بی‌بدیل آن نمایشنامه "در انتظار گودو" اثر جاودانه ی نویسنده ابزوردیست ایرلندی و برنده جایزه نوبل ادبیات ساموئل بکت است. شخصیت های نمایش (ولادیمیر و استراگون) روزها زیر درختی به انتظار گودو می نشینند اما سرانجام پسر بچه ای خبر نیامدن گودو را به آنها می رساند. غیبت گودو از حد و مرز نمایش عدول می کند و جهانی پوچ را برای مخاطب به تصویر می کشد.
البته در دهه پنجاه هم اثری از محمود استاد محمد بر پایه چنین ایده ای به رشته تحریر درآمد؛ نمایشنامه "آسید کاظم". علی رغم اینکه از ابتدا حرف آسيد كاظم نقل محفل است اما در سراسر نمایش او از دید اشخاص و مخاطبان پنهان می‌ماند. ظرفیتی که حضور شخصیت غایب بوجود می‌آورد، روایت‌گونگی اثر و ساخت واقعیتی غیر قطعی برای مخاطب است و این همان آفتی است که می‌تواند در اثر تکرار این عنصر، گریبان سینمای ایران را بگیرد؛ فیلمنامه‌هایی روایتگر و خالی از کنش نمایشی.
منهای بازی شیرین دو کودک فیلم که نتیجه هدایت استادانه میرکریمی است، باید اذعان کرد که حالا حامد بهداد به مرحله‌ی پختگی خود رسیده است. او به دور از ادا و اطوارهای باب میل هوادارانش، فقط بر نقشش تمرکز کرده و بازی قوام یافته‌ای را ارائه می‌دهد. ژیلا شاهی که اولین حضور جدی‌اش را بر پرده نقره‌ای تجربه می‌کند، به خوبی از پس نقش زنی بی پناه برآمده و فرصت بی‌نظیری برای جلب نظر تهیه کنندگان و ادامه فعالیت خود دارد.

تریلر فیلم "قصر شیرین"
مطالب مرتبط
DEFAULT اشتراک گذاری ۰ ۵ افزودن
۱ دیدگاه
حسین ( ۲ ماه پیش )

عالی بود فیلمش

DEFAULT ۰ ۰ پاسخ